العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

194

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

كردم عرضكردم چكار كردى ؟ فرمود حالا برو بيرون ببين چه شد . جابر گفت از مسجد خارج شدم ديدم مردم از هر طرف صدا بناله بلند كرده‌اند زلزله شديدى شده همه جا ويران است بيشتر خانه‌هاى مدينه خراب شده و بيش از سى هزار نفر زن و مرد هلاك شده‌اند بدون بچه‌ها چنان ناله بلند است ميگويند إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون خانه فلانى خراب شد و اهل آن از بين رفتند همه پناه به مسجد پيامبر مىآوردند ميگفتند ويرانى عجيبى شد بعضى ميگفتند زلزله است . گروهى ميگفتند چرا زمين ما را فرو نبرد با اينكه امر بمعروف و نهى از منكر را ترك كرده مشغول فسق و فجور و ستم بآل پيغمبر شده‌ايم ، بايد از اين شديدتر زلزله شود مگر اينكه خود را اصلاح كنيم . من حيران بودم ميديدم مردم همه گريه ميكنند مرا نيز گريه گرفت ولى آنها نميدانستند چه باعث اين خرابى شده برگشتم خدمت حضرت باقر ديدم مردم اطرافش را گرفته ميگويند آقا يا ابن رسول الله مىبينى چه شد دعا كن براى ما . فرمود پناه به نماز و دعا و صدقه ببريد آنگاه دست مرا گرفت و برد پرسيد مردم در چه حالند ؟ عرضكردم نپرس خانه‌ها خراب شد و مردم نابود شدند بطورى كه من دلم به حال آنها سوخت . فرمود خدا آنها را نيامرزد جابر هنوز موقعش نرسيده و گر نه دشمنان ما خانواده و دشمنان دوستان ما قابل ترحم نيستند . دور باد دور رحمت خدا از اين ستمكاران به خدا قسم اگر از ترس مخالفت با دستور پدرم نبود محكم نخ را تكان ميدادم تا همه هلاك شوند و زير و رو گردند ديگر نه خانه‌اى ميماند و نه ديوارى عمل آنها باعث شده كه ما و دوستانمان چنين كينه‌اى از آنها بدل بگيريم ولى پدرم دستور داد كه آرام تكان دهم . آنگاه حضرت باقر به روى مناره رفت من ايشان را ميديدم ولى مردم نمىديدند دستش را اطراف مناره چرخانيد . باز زلزله‌ى آرامى مدينه را فرا گرفت خانه‌ها ويران شد اين آيه را تلاوت نمود . . جَزَيْناهُم بِبَغْيِهِم وَ هَل نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ « 1 »

--> ( 1 ) سوره انعام 146 اين كيفر ستمكارى آنها بود جز ناسپاسان بايد كيفر شوند ؟ !